رویکرد صدرا و هایدگر به دوآلیسم نفس و بدن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته فلسفه و کلام اسلامی گروه فلسفه و حکمت دانشگاه امام خمینی(ره) قزوین

2 گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

3 گروه فلسفه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

10.22081/nir.2021.58140.1258

چکیده

نحوۀ ارتباط نفس و بدن از جمله مسائلی است که با آغاز تفکر فلسفی مورد توجه قرار گرفت. تأثیر ذهنیت‌گرایی دکارتی بر حوزه‌های مختلف از جمله اخلاق و فرهنگ، موجب شده است که حل مسئلۀ دوآلیسم به یک دغدغه تبدیل شود. در این مقاله با مقایسۀ تطبیقی و با روش توصیفی-تحلیلی مشخص می‌شود که صدرا و هایدگر در رویکردی مشابه، انسان را یک موجود می‌انگارند، موضوعی که از نظر ایشان، مورد غفلت قرار گرفته است. این دو فیلسوف اگر چه با اصطلاحات متفاوت، بر این باور هستند که تمایز نفس از بدن امری عقلی و انتزاعی است و انسان به لحاظ وجودی ویژگی‌های خاص خود را دارد. صدرا معتقد است نفس از بدن حادث می‌شود و در امتداد آن است و اگرچه ویژگی‌های خاص خود را به عنوان امر مجرد نیز داراست، این امر به آن معنا نیست که دو موجود مستقل وجود داشته باشد، بلکه از نظر وجودشناختی یک موجود بیشتر نیست. ازاین‌رو تعدد این موجود به نفس و جسم، به اعتبار عقل است و این وجوه، اموری وجودی نیستند. هایدگر نیز معتقد است انسان در تجربۀ زیستۀ خود یکتاست. در نظر وی هرگونه برداشت دیگری از تجربۀ زیسته، فرع بر آن  و محصول انتزاع عقلی و نه امر وجودی است. در دیدگاه وی تمایز دکارتی موجب می‌شود وجه سابژکتویسم انسان در فلسفه غالب گردد و تحت این عنوان، هستی خاص انسان به عنوان دازاین فراموش شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Ṣadrā and Heidegger’s Approach to the Dualism of Soul and Body

نویسندگان [English]

  • husain azadmanjiri 1
  • Majid Mollayousefi 2
  • Mohammad Hasan Heidari 3
  • Mohammad Sadegh Zahedi 2
1 PhD Candidate
2 department of Islamic philosophy and wisdom, Imam Khomeini international university
3 Philosophy, Faculty of Literature and Humanity Sciences, Imam Khomeini International University, Qazvin, Iran
چکیده [English]

The relationship between the soul and the body is one of the issues that received much attention with the beginning of philosophical thinking. The influence of Cartesian subjectivism on various fields, including ethics and culture, has made solving the problem of dualism a concern. In this article, by comparative and descriptive-analytical method, it is specified that Ṣadrā and Heidegger, in a similar approach, consider human a being, a subject that, in their opinion, has been neglected. Although the two philosophers use different terms, they are of the opinion that the distinction between the soul and the body is a rational and abstract matter, and that human beings have their own existential characteristics. Ṣadrā believes that the soul is ensued from the body and is aligned with it; and although it has its own characteristics as an abstract thing, this does not mean that there are two independent beings and that there is no more than one being ontologically. Therefore, the multiplicity of this being as the soul and body is by the credit of reason, and these aspects are not existential matters. Heidegger also believes that man is unique in his lived experience. In his view, any other conception of lived experience is a subset of it and the product of intellectual abstraction, rather than an existential matter. In his view, the Cartesian distinction causes the subjectivist aspect of man to prevail in philosophy, and under this rubric, the specific existence of man as Dasein is forgotten.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Being
  • existence
  • soul
  • body
  • Sadra. Heidegger